وبلاگ حقوقی وحید چرخکاریان وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی
| ||
|
یک قتل عجیببرگرداننده:خانم حشمت قاضیزاده { از مجله شماره 252 پلیس جنائی بین المللی(انترپول) }
نزدیک دو دهکده آنجلیسی و جوسیسی در کشور یوگسلاوی دهکده دیگری در آنطرف سواحل رود دریناودر شمال شرقی ساراجوو واقع است.
چون زمینهای این دهکده حاصلخیز نیست،با وجود اینکه تا اندازهای مجال کشت و کار برای ساکنینش وجود دارد ولی مردم در فلاکت بسر میبرند و در تلاشاند تا با سعی و کوشش سطح زندگیشان را بالا ببرند.
بعضی از این ساکنین در نقاط دیگری که طبیعت سیمای موافقش را بآنان مینمایاند در پی کار موسمی میروند.
در چنین سرزمینی خشک و بایر قتلی عجیب رخ میدهد که شرح آن بقرار زیر است:
یک روستائی در سپیده دم هفتم اکتبر 9691 عازم مزرعهاش میشود تا زمینهایش را شخم بزند،هنگامیکه از داخل جنگلی که بین دو دهکده قرار دارد عبور مینماید،جسد زنی که روی زمین افتاده و با کاه پوشیده شده توجه او را جلب میکند.
جنایت کثیف دهن به دهن گشت و مقتوله که انتظار بچهای را میکشید بنام (Hasanovic Alija) هسنویک آلیجا 62 ساله و مادر یک بچه تعیین هویت شد.
کالبد شکافی نشان میداد که قتل در بعدازظهر ششم اکتبر و با کلت به وقوع پیوسته است.
مجموعا آثار سه گلوله در بدن مقتوله بچشم میخورد دو گلوله در پشت و یکی در ناحیه گردن که گلوله اخیر فقط بشره غشاء مخاطی را از بین برده بود.
علاوه بر اینها زخم عمیقی نیم دایره شکل که بدون شک با چاقو بریده شده از بالای قوس دنده راست بطرف کشاله ران در همان جهت کشیده شده بود بطوریکه رودهها،رحم و اعضاء تناسلی از حفره شکم بیرون افتاده بود.این بریدگی عمیق همانند سزارینی که ناشیانه انجام شده باشد بنظر میرسید.با توجه باینکه شوهر مقتوله در آن هنگام در بلگراد بسر میبرد مورد سوءظن قرار نگرفت.
تحقیقات انجام شده سه فرضیه را در مورد این قتل نشان میدهد:
1-قتل توسط شخص تشنه اعمال جنسی و یا دیوانه بوقوع پیوسته است.
2-انگیزه اصلی قتل کینه و عداوت بوده است.
3-با توجه به آبستن بودن زن بنظر میرسد حسادت عشقی عامل اصلی ارتکاب جرم بوده است.درست در شروع تحقیقات مشاهدات زیر شایان توجه بود:
گرچه آگاهی حاصل از تشریح ظاهری مقتوله ناقص بود ولی در هر حال جرم کشف شده بود،گلولهها از فاصله خیلی نزدیک شلیک شده ولی گلولهای که از بدن مقتوله خارج شد حاکی از ارتعاش دست قاتل در هنگام ارتکاب جرم بود و بنظر میآمد که از قبضه اسلحه استفاده نشده است.
کشف این حقیقت که بچه از بدن مادر جدا شده خیلی اهمیت داشت.
چهار روز بعد پلیس اعلام کرد اطلاعاتی را بدست آورده که در اثبات جرم اهمیت فوق العاده دارد.
زن جوانی از دهکده جوسیسی،26 ساله که حدود 9 سال پیش ازدواج کرده بود با وجود عقیم بودن در روز جنایت بچهای بدنیا آورده است.
نوزاد که دختر بود در ششم اکتبر حدود ساعت 7 بعدازظهر بدنیا آمد و در حالیکه فقط 10 ساعت زندگی کرد،در سپیده دم روز بعد جان می سپارد.
زن جوان برای بدست آوردن جواز دفن،مرگ طفل خویش را به مقامات مربوطه اطلاع میدهد.
بهر حال رفتار عجیب زن جوان توجه پلیس را جلب کرد، هنگامیکه دکتر خواست او را معاینه کند،امتناع نموده و وانمود میکرد که به ناراحتی دیگری گرفتار است.
وقتی دوباره به همراهی پلیس نزد دکتر برگردانده شد،دکتر فورا دریافت که زن جوان هرگز حامله نبوده است.
جسد طفل که در گورستان دهکده بخاک سپرده شده بود از خاک بیرون آورده شد؛تجزیه خون حاکی از آن بود که طفل متعلق به این زن و شوهر نیست بلکه به زوجی دیگر تعلق دارد.
در بازرسی از خانه زن جوان،یک پیراهن آغشته بخون،دو چاقو که اثری از لکههای خون انسان روی آن مشهود بود و یک کلت بدست آمد.
آزمایشات بعدی نشان داد که در حقیقت کلت آلت قتاله بوده است.
زن جوان که (Sefika) سفیکا نام داشت در حالیکه غم و اندوه در چهرهاش موج میزد داستان غمانگیز زیر را اقرار کرد:
گرچه 9 سال است ازدواج کرده ولی علیرغم عشق شدید به همسرش صاحب فرزندی نشده و عقیم بودن زندگی و عشقش را به پرتگاه نابودی نزدیک مینمود.
زن در حالت یأس و نومیدی تمام امکانات قابل حل را جستجو میکند تا آنجا که به دوستش آلیجا که دارای چند فرزند است سفارش میکند یکی از کودکانش را بدو بسپارد تا وی کودک را از آن خود بداند،ولی کوششهایش یکی بعد از دیگری به شکست میانجامد.
آرزوی مادر شدن چون رویائی محال تمامی افکار و خواسته هایش را تحت الشعاع قرار داده و او را بخود مشغول میکند تا آنجا که تصمیم میگیرد دهشتناکترین راهحلها را بکار بندد و سرانجام بآن جنایت میانجامد.
دانستن این موضوع که دوست نزدیکش آلیجا حامله است سفیکا را برانگیخت تا مغرورانه وانمود کند که او نیز حامله است
تا زمانیکه بدینسان با مقتول آینده در قید دوستی بود میباست مواظب باشد که همزمان با تغییرات تدریجی اندام وی او نیز ظاهر خود را با شرایط موجود وفق دهد و با استفاده هرچه بیشتر از پارچه و بستن آن به دور شکمش حالت حاملگی را بنمایاند.
تمام مردم دهکده را گول زده بود.حتی همسرش که میتوانست نقشه حیلهگرانهاش را باطل کند باین موضوع توجهی ننمود، زیرا وی پیوسته از خانه دور بود و چه بسا در دیدارهای کوتاه و مختصری که با زنش داشت تمایلی به نزدیک با او نشان نمیداد.
ماهها از پی هم سپری شد،سفیکا دو چشمی شکارش را میپائید و منتظرش فرارسیدن لحظه موعود بود.عاطفه مادر شدن چنان او را در خود فرو برده بود که عواطف و احساسات دیگر را به هیچ میشمرد،حتی در مورد زندگی آن زن و شوهر خوشبختی که بدینسان به اضمحلال میانجامید احساس پشیمانی و ندامت نمینمود.
از نظر پلیس همهچیز شناخته شده و کامل بود،قتل،علت و موجب آن و خود قاتل.
اما آیا هرگز ممکن است علل درونی که باعث تحریک آن زن به انجام این جنایت وحشتناک با آن تصمیم خشن بود شناخته شود؟
« مجله مهنامه قضایی » فروردین 1352 - شماره 85
ذکر منبع و نام سایت حقوقی راه مقصــود در استفاده از مطالب الزامی است
نظرات شما عزیزان: ![]() |
|
[ طراحي : قالب وبلاگ اختصاصي بلاگفا و لوکس بلاگ ] [ Weblog Themes By : حميد ايرانپور ] |